شعری زیباازفریدون مشیری - تاریخ: 1392/2/29 ساعت: 3:05
نه عقابم نه کبوتر،اما؛چون به جان آیم درغربت خاک،بال جادوئی شعر،بال رویائی شعر،می رسانندبه افلاک مرا!اوج می گیرم ، اوج!می شوم دورازین مرحله ،دور،می روم سوی جهانی که درآن،همه موسیقی جان است وگل افشانی نور،همه گلبانگ سرور،تاکجاهابردآن موج طربناک مرا،نزده بال وپری برلب آن بام بلند،یادمرغان گرفتارقفس،می ...
دیرکردم! - تاریخ: 1392/2/29 ساعت: 3:05
دیرکردم!سرامتحان نهایی دیرکردم!20دیقه مونده به تموم شدن امتحان رسیدم!گندزدم به معنای واقعی کلمه!سجده شکربایدبجامی آوردم که بابام بامدیرم همکاربودوگرنه بدبخت می شدم.یابایدتبصره می زدم یابایدمی موندواسه شهریورقاطی تجدیدیاامتحان می دادمفکرکردم ساعت10داریم!آخه پایه دوم وسوم کنارهم نوشته شده بودن و من اش...
<no title> - تاریخ: 1392/2/29 ساعت: 2:52
میدونی تلخ ترین درد چیه ...؟ تو بخوای؛اونم بخواد؛ولـــــی خــــــدا نـــــخــــــواد ...
با من بمان - تاریخ: 1392/2/29 ساعت: 2:52
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـهاینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!برمیگردم چـوندلـتنـگـت مــی شــوم!!!قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری وبلندتر بگویی: بمان...نه اینکه شانه بالا بیندازی ؛و آرام بگویى: هر طور راحتى............
<no title> - تاریخ: 1392/2/29 ساعت: 2:52
امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد...تو رو می خواســـــــــــت.........ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشتآروم به دلـــــــــــم گفتمخــــــــــفه شو....دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!