نه عقابم نه کبوتر،اما؛

چون به جان آیم درغربت خاک،

بال جادوئی شعر،

بال رویائی شعر،

می رسانندبه افلاک مرا!

اوج می گیرم ، اوج!

می شوم دورازین مرحله ،دور،

می روم سوی جهانی که درآن،

همه موسیقی جان است وگل افشانی نور،

همه گلبانگ سرور،

تاکجاهابردآن موج طربناک مرا،


نزده بال وپری برلب آن بام بلند،

یادمرغان گرفتارقفس،

می کشدبازسوی خاک مرا!


آبان1352



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

تاريخ : يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 | 3:05 | نویسنده : ✘hussein✘ |