خندید و دستش را دور ...تنم حلقه کرد، اما همان طور آرام کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر می کنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت می بُـرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه...!

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

تاريخ : دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 | 17:33 | نویسنده : ✘hussein✘ |